عزت الله مولايى نيا همدانى
102
نسخ در قرآن ( فارسى )
« نسخ » را به « ترك » و از بيان : « هرگز حكمى از احكام اسلام بدون بدل نسخ نمىگردد » و مثالهايى كه براى بيان تخصيص آورده ، از مجموع اينها طرفداران وى استنباط كردهاند كه « نسخ » در انديشه وى ، همان « رفع الحكم الأول كلّه و اثبات غيره مكانه » مىباشد « 1 » . بنابراين ، در تفكر مدرسهء خلفا تا اوايل قرن سوم ، مفهوم « نسخ » به اصطلاح شرعى همچنان در هالهاى از ابهام بوده است تا آنكه ابن جرير طبرى ، « 2 » حدودا يك قرن بعد از شافعى ظهور كرده و لكن او هم تعريفى از نسخ به دست نداده است . و براى اولين بار ، ابو عبد اللّه بن حزم اندلسى آن را به سه شكل تعريف كرد : 1 - « نسخ » عبارت است از اعلام و بيان پايان يافتن زمان و اعتبار عبادت ( حكم تكليفى ) . 2 - « سپرى شدن [ زمان ] عبادتى كه ظهور در استمرار داشت » . 3 - برداشتن و ازاله حكمى است پس از ثبوت آن [ در عالم خارج ] « 3 » . بدين صورت مفهوم اصطلاحى « نسخ » شروع به شكل گرفتن مىنمايد ، از اين پس ، دانشمندان ، پژوهشگران قرآنى و حديثى و عالمان اصول ، در تعريف « نسخ » سه مكتب را به وجود آوردهاند : « مدرسة بيان ، مدرسة رفع ، مدرسة خطاب » و هر يك از اين سه مدرسه ، طرفدارانى از انديشمندان و نگارندگان اسلامى را على رغم اختلاف مذاهبشان ، به سوى خود كشيده است . نسخ در اصطلاح پژوهشگران اصول فقه و حوزهء قرآنى نسخى كه مورد بحث و بررسى ما قرار دارد ، همان نسخ اصطلاحى است كه اهل
--> ( 1 ) مصطفى زيد ، همان . ( 2 ) ابن جرير طبرى نگارشگر پر تلاش و جستجوگر پرتلاطم مفسر و مورخ مشهور قرن سوم و چهارم مؤسس مكتب طبريه در فقه ، داراى تأليفات فراوان در رشتههاى مختلف است ابن جرير با همهء اطلاعات وافرش در فرهنگ اسلام از ائمهء اهل بيت - عليهم السلام - منحرف بوده و جزو عالمان سنى مذهب است وى در سال « 310 ه . ق » درگذشت . ( 3 ) ر . ك : ابن حزم ، ابو عبد اللّه اندلسى ، « ناسخ » ، پيشين ، ص 7 ، ابن حزم در حدود سال ( 320 ه . ق ) ديده از جهان فرو بست . وى داراى نوشتههاى متعددى در دانشهاى گوناگون اسلامى است .